اجراي 8 طرح فولادي استاني كاملا اقتصادي است
صنعت فولاد بهعنوان يكي از صنايع مادر با چند دهه قدمت در كشور تاكنون فراز و نشيبهاي زيادي را در كشور پشت سر گذاشته است. در حال حاضر صنعت فولاد كشور داراي نيروي انساني توانمند است و در بخشهاي مختلف اين صنعت صاحب دانش فني شده است. سرمايهگذاريهاي انجام شده در سالهاي اخير سبب ايجاد ظرفيتهاي جديد در صنعت فولاد شده بهطوريكه با اتمام و راهاندازي طرحهاي موجود، ظرفيت توليد فولاد كشور به حدود 20 ميليون تن خواهد رسيد. اجراي طرحهاي استاني فولاد نيز بهعنوان يكي از برنامههاي مهم دولت در راستاي ظرفيتسازيهاي بيشتر در صنعت فولاد كشور از طريق ايجاد صنعت فولاد در 8 استان مختلف است.
در اين بين نقش شركتهاي مشاوره فني و مهندسي را نيز نبايد ناديده گرفت كه در جهت تسهيل اجراي طرحهاي مختلف صنعتي از جمله طرحهاي فولاد، همواره يار و مددكار مجريان طرحها هستند.
هفتهنامه «معدن و توسعه» در اين شماره در گفتوگو با مهندس بلوراني، مديرعامل شركت مهندسين مشاور پولاد جزئيات بيشتري را در مورد نقش و اهميت صنعت فولاد و همچنين شركتهاي مشاوره جويا شده است كه در ادامه ميخوانيد:
* بهعنوان نخستين سوال لطفا ابتدا در مورد اهميت صنعت فولاد و نقش آن در توسعه، مطالبي بيان فرمائيد.
ما بايد ساخت كارخانه فولاد را در كشور جدي بگيريم، نقش صنعت فولاد در توسعه و پيشرفت كشور و همچنين اشتغالزايي فراوان آن هنوز به درستي شناخته نشده است.
زماني كه يك كارخانه فولاد در حال احداث است، پيمانكاران زيادي مشغول به كار ميشوند ضمن اينكه وقتي كارخانه راهاندازي شد، سبب اشتغال مستقيم براي حدود 700 نفر و اشتغال غيرمستقيم براي حدود 4 برابر اين تعداد ميشود و علاوه بر اينها، اشتغالزايي فراوان اين صنعت در صنايع پاييندستي فولاد است كه براساس برآوردهاي انجام شده بهازاي ايجاد هر شغل مستقيم در اين صنعت با احداث طرحهاي توليد محصولات نهايي و تجهيزات صنعتي، حداقل بين 10 تا 20 شغل غيرمستقيم ايجاد ميشود.
در حال حاضر ايران از مزيتهاي بسيار زيادي از جمله نيروي انساني ماهر و توانمند، مواد اوليه معدني فراوان، انرژي گاز به ميزان كافي و بلندمدت براي رشد و توسعه صنعت فولاد برخوردار است لذا هرچه قوانين را براي توسعه صنعت فولاد در كشور تسهيل كنيم و موانع را برداريم و در اين زمينه گام برداريم به كشور و نسل جوان جامعه خدمت كردهايم.
تقريبا تمام كشورهايي كه ميخواهند پيشرفت كنند، توسعه صنعت فولاد را درصدر برنامههاي خود قرار ميدهند و هر ساله ميزان ظرفيت و توليد را در اين بخش افزايش ميدهند كه از جمله اين كشورها ميتوانيم به چين و هند اشاره كنيم.
در مورد كشور هند بايد بگويم كه اين كشور حتي براي تامين انرژي (گاز) صنايع خود از جمله توليد فولاد حاضر شده تا از ايران گاز مورد نياز را خريداري كند كه براي اين كار ميلياردها دلار هزينه كرده و خواهد كرد. در كشور ما نيز طرحهاي توسعه صنعت فولاد داراي توجيه فني اقتصادي هستند و شكي نيست كه مزيت صنعت فولاد در ايران چند برابر كشورهاي همسايه است. مثلا كشوري مانند تركيه در حاليكه از منابع طبيعي گاز (كه يكي از منابع اصلي توليد انرژي مورد نياز صنعت فولاد است)، برخوردار نيست، ميزان توليد فولاد خود را به سطح 35 ميليون تن رسانده اما ظرفيت فولاد ما با وجود همه تلاشها و ظرفيتسازيهاي انجام شده در سالهاي اخير هنوز پايين است. تاكيد ميكنم، گسترش صنعت فولاد، منشأ تغيير و تحولات بسياري در كشور ما خواهد بود و ما براي توسعه صنعت فولاد از نيروي انساني متخصص و كافي بهرهمند هستيم.
* نظر شما در مورد توجيه فني اقتصادي 8 طرح استاني فولاد چيست؟
در مورد 8 طرح استاني به عدهاي كه دانسته يا ندانسته در مورد اين طرحها برخلاف واقع صحبت ميكنند، بايد بگويم كه اينها از واقعيتها اطلاع ندارند. قبل از هر چيز، يكبار ديگر به اهميت صنايع پاييندستي فولاد در توسعه كشور اشاره ميكنم و اينكه ارتباط توجيهپذيري آنها با طرحهاي بالادستي انكارناپذير است، پس بايد براي اين طرحهاي فولادي اهميت بيشتري قائل باشيم.
در مورد اينكه گفته ميشود مثلا فولاد قائنات (يكي از 8 طرح فولاد استاني) به چه درد ميخورد، بايد بگويم كه اصلا غير از اين است كه ظرفيتهاي كوچك در صنعت فولاد (در حد يك ميليون تن توليد در سال) با برخورداري از منابع فراوان گاز و همچنين راهآهن امكانپذير است. شبكه گاز كشور اكنون در همه نقاط، توسعه يافته است و راهآهن هم جزو اصليترين پارامترهاي موثر در توسعه هر كشوري است. وقتي اينها را داريم بايد به ايجاد ظرفيت توليد فولاد در مناطق مختلف اقدام كنيم. احداث كارخانههاي فولاد در مناطقي كه اكنون 8 طرح فولاد استاني در آنها در حال اجرا است، ميتواند اين مناطق را دگرگون و متحول كند. حتي ايجاد صنايع فولاد ميتواند به بخش كشاورزي و همچنين مقيم كردن مردم در اين مناطق كمك كند.
لذا بايد گفت كه اجراي طرحهاي فولادي با ظرفيت حدود يك ميليون تن داراي توجيه اقتصادي است هر چند ممكن است در مناطق مختلف با يكديگر تفاوت داشته باشند مثلا فولاد ميانه نسبت به فولاد قائنات از توجيه بالاتري برخوردار باشد اما ممكن است در آينده ميزان توجيه اقتصادي قائنات بيشتر از ميانه شود.
ذكر اين نكته ضروري است كه ايجاد ظرفيتهاي بزرگ فولادي بايد در مكانهاي خاص و مطالعه شده و در نظر گرفتن همه جوانب باشد. بهعنوان مثال بايد در اين زمينه وجود معادن سنگآهن مدنظر قرار گيرد كه در اين زمينه نه تنها در كشور به ميزان كافي سنگآهن داريم بلكه در همسايگي ما يعني افغانستان حدود 3 ميليارد تن ذخاير سنگآهن شناسايي شده است كه ميتواند تا سالهاي زيادي تامينكننده مواد اوليه صنعت فولاد كشور باشد، ضمن اينكه صنايع جانبي زيادي از اين صنعت بهرهمند خواهند شد و موجبات اشتغال مستقيم و غيرمستقيم فراواني براي كشور خواهد شد.
با توجه به موارد ذكر شده مبني بر وجود توجيه فني اقتصادي براي ايجاد صنعت فولاد در كشور، چرا بايد بانكها براي گشايش اعتبار داخلي (L\C داخلي) تعلل كنند. ما آماده هستيم در زمينه توجيه بودن طرحهاي فولادي در كشور، مسئولان بانكها را به صورت روشن و شفاف توجيه كنيم.
همچنين گندلهسازي نيز يكي ديگر از مواردي است كه توجيه فني اقتصادي بالايي دارد حتي اگر سنگآهن از طريق واردات تامين شود.
ما بايد به دليل ايجاد اشتغال براي جوانان كشور و رفع بيكاري از اين مرز و بوم، اهميت فولاد را درك كنيم و ببينيم كه كشورهايي مانند چين و هند توسعه صنعت فولاد كشورشان را به سمت پيشرفت سوق دادهاند.
* پس كاملا به اجراي اين طرحها معتقد هستيد؟
با قاطعيت ميگويم 8 طرح فولاد استاني هيچ جاي شكي ندارد كه بايد اجرا شوند. ما ميتوانيم تقريبا در تمام نقاط كشور كارخانه فولاد داير و فعال كنيم زيرا كه وجود صنعت فولاد ميتواند كشور ما را در منطقه مطرح كند. ايجاد صنعت فولاد در استانهاي مختلف نه تنها باعث ايجاد اشتغال و تحول در صنعت منطقه ميشود بلكه ميتواند در ساير امور مانند توسعه كشاورزي هم نقش داشته باشد زيرا كه وجود صنعت و كشاورزي با هم مفهوم پيدا ميكنند.
ما آماده هستيم تا اقتصادي بودن 8 طرح استاني فولاد را براي هر فرد يا سازماني كه بخواهد استدلال كنيم.
اگر ما سعي كنيم موانع ايجاد توسعه صنعت فولاد در كشور را برطرف كنيم، ميتوانيم به اهداف سند چشمانداز مبني بر دستيابي به ظرفيت 55 ميليون تن فولاد برسيم. آنچه كه اهميت دارد و ذكر آن ضروري به نظر ميرسد اين است كه ما بايد اين كار را تحت نظارت دقيق دولت انجام دهيم زيرا وقتي بخش خصوصي از امكانات و يا تسهيلات دولتي براي احداث كارخانه استفاده ميكند، اين دولت است كه بايد با كنترل و نظارت دقيق، اين بخش را براي محقق كردن هدف در نظر گرفته شده ياري كند به اين ترتيب كه بخش خصوصي از تكنولوژي بهره بگيرد تا بتواند با ديگر كشورها رقابت كند و همچنين از دانش طراحي و الگوهاي نوين و موفق دنيا استفاده كند.
ما ابتدا بايد با كار مشترك با شركتهاي خارجي كه داراي تكنولوژي هستند، كارخانه ايجاد كنيم تا بتوانيم در آينده امكان ساخت داخل را فراهم كنيم.
اگر ما از امكانات فني مهندسي روز جهان بهويژه در بخش طراحي تفصيلي و كارگاهي استفاده نكنيم نخواهيم توانست صنايع پاييندستي را در اين بخش آماده كنيم. اين راهها در دنيا طي شده و لذا ما بايد از الگوهاي صحيح و موفق جهان استفاده كنيم ضمن اينكه از كمكهاي جهاني در اين زمينه بهره بگيريم. ما در حال حاضر در كشور از امكانات سختافزاري و نرمافزاري بالايي برخوردار هستيم اما بايد به اينها جهت دهيم و اينها را به سمت استفاده از تكنولوژيهاي روز هدايت و در حقيقت اشتغال پايدار در كشور ايجاد كنيم.
* چه مشكلاتي در سر راه اجراي اين طرحها وجود دارد؟
يكي از مشكلاتي كه ما در كشور داريم اين است كه ميخواهيم پروژهها را با بودجه به جلو ببريم اما بايد گفت كه پروژه را نميتوان با بودجه به پيش برد زيرا كه يك روز بودجه وجود دارد و يك روز با كمبود بودجه مواجه هستيم تا L\C داخلي براي اجراي يك پروژه باز نشده باشد و تامين بودجه يك پروژه تضمين نشده باشد، نبايد كار را شروع كرد زيرا كه هم هزينه و هم زمان اجراي پروژه زياد خواهد بود.
از طرفي همه ميخواهند ريسك سرمايهگذاري را به گردن بانك بياندازند و اين طبيعي است كه بانك زيربار اين مسئله نرود. در حال حاضر 11 ريسك وجود دارد كه يكي از آنها مرتبط با بانك است ولي ما ميخواهيم كه همه ريسكها برعهده بانك باشد لذا بانك نميپذيرد. مثلا وقتي وزارت صنايع يك طرحي را قبول دارد كه به موفقيت منجر ميشود، چرا خود يكي از تضمينكنندهها نيست يا پيمانكاري كه تعهد ميدهد پروژهاي را اجرا كند چرا او تضمين نميكند كه اين توليد به نتيجه ميرسد.
8 طرح فولادي علاوه بر گندله بهعنوان ماده اوليه، براي تامين انرژي خود بايد از گاز استفاده كنند كه در كشور بهوفور داريم، گندلهسازي هم نياز به گاز دارد، بخش احيا از گاز استفاده ميكند، برق مورد نياز واحد فولادسازي نيز ميتواند از طريق احداث نيروگاه در كنار كارخانه تامين شود. با توجه به برخورداري كشور از منابع عظيم گاز، معلوم نيست براي توسعه صنعت فولاد در كشور معطل چه چيزي هستيم.
* شركتهاي مشاوره فني مهندسي تا چه ميزان در اجراي طرحها موثر هستند؟
مسئله بسيار مهمي كه در صنعت كشور حائز اهميت است اين است كه ما فكر ميكنيم گروههاي فني مهندسي و مشاوران صنعتي فقط در زمان احداث واحدهاي صنعتي لازم است سرويسدهي كنند و فعال شوند و فعاليت در بخش طراحي و نظارت و تحويل كار بهعنوان شرح خدمات آنها تعريف شده است در حاليكه بالاتر از 60 درصد ظرفيت مهندسان فني مهندسي و مشاوران صنعتي در زمينه خدمات حين توليد واحدهاي صنعتي است زيرا تكنولوژي هر لحظه در حال تغيير و رو به بهبود است و حاصل آن افزايش ظرفيت، بهبود سيستمها، كاهش هزينههاي توليد و تربيت نيروي انساني ماهر است. اگر اين كار را نكنيم آيا امكان رقابت با ساير توليدكنندگان در جهان را پيدا ميكنيم، مسلم است كه امكان رقابت نخواهيم داشت.
لذا استفاده از خدمات مهندسان مشاور هم در دوران احداث و هم در دوران بهرهبرداري براي تغييرات تكنولوژي، ضروري است.
* آيا استفاده از تكنولوژيهاي روز سودآور است؟
آنچه بيش از توجيه اقتصادي طرحهاي صنعتي در حال احداث اهميت دارد، به روزرساني تكنولوژي توليد در دوران بهرهبرداري است و ما هنوز اين مسئله را جدي نگرفتهايم. مهندسان مشاور ميتوانند پروژهاي را كه قرار است با هزينههاي سنگين به اجرا درآيد، هم در بخش هزينهها و هم در زمان اجرا به حداقل ممكن كاهش دهند. مهندسان مشاور حتي توانستهاند در بخش محيطزيست، ميزان آلودگي واحدها را به كمك دانش فني كاهش دهند ضمن اينكه بازسازي برخي واحدهاي قديمي را نيز برعهده گرفتهاند. در اين زمينه بايد گفت كه حداقل 30 درصد افزايش ظرفيتها مربوط به ايجاد واحدهاي جديد نيست بلكه ناشي از بازسازي واحدهاي قديمي و فعال كردن ظرفيتهاي راكد بوده است.
* آيا با توجه به ركود فولاد در جهان آيا باز هم اجراي طرحهاي 8گانه فولاد استاني توجيه دارد؟
بله، حتي در شرايط فعلي نيز توجيه اقتصادي بالايي دارد، زيرا همه ما ميدانيم تا يك سال آينده قيمت انرژي در جهان افزايش مييابد و لذا در ايران با وجود انرژي فراوان، اجراي طرحهاي فولادي از توجيه بالاتري برخوردار خواهد بود.
همچنين اشتغالزايي مستقيم در صنعت فولاد و اشتغال زياد در صنايع پاييندستي افزايش خواهد يافت. در حال حاضر كمتر صنعتي وجود دارد كه ميزان اشتغالزايي آن به اندازه صنعت فولاد باشد كه پيش از اين نيز درباره آن بحث شد.
در حال حاضر برخي از واحدهاي صنعتي بزرگ داراي ظرفيتهاي خالي هستند و ما ميتوانيم براي ساخت تجهيزات مورد نياز 8 طرح استاني فولاد از ظرفيتهاي خالي اين واحدها استفاده كنيم. در اين زمينه حتي ميتوانيم از سازنده خارجي بخواهيم تا برخي تجهيزاتش را در ايران بسازد تا هم ارزش افزوده و هم اشتغالزايي آن نصيب كشور خودمان شود و همچنين ضمن آشنايي نيروهاي انساني ما با دانش روز، توليدات حاصله از استانداردهاي روز جهان بهرهمند خواهد شد.
نكته ديگر اينكه هدف از اجراي طرحهاي فولاد استاني، فقط اجراي اين 8 طرح نيست بلكه اجراي اين طرحها زمينه را براي تحقق چشمانداز صنعت فولاد و رسيدن به ظرفيت 55 ميليون تن فراهم ميكند.
* اثرات اجراي طرحهاي استاني فولاد در اين مناطق چيست؟
يكي از اثرات مهم اجراي طرحهاي 8گانه فولاد استاني اين است كه جوانان اين مناطق كمكم با نحوه احداث يك واحد صنعتي و يا ايجاد صنايع پاييندستي آشنا ميشوند كه اين كار سبب رشد آنان خواهد شد.
وقتي در يك منطقهاي كارخانه فولاد احداث شد خود بهخود براي حفظ و نگهداري و تعميرات آن همين جوانان منطقه بهعنوان پايگاه اصلي مطرح خواهند بود و در آينده ميتوانند منشأ خدمات عظيمي شوند. پس به اين ترتيب يكي ديگر از اثرات مهم اجراي اين طرحها، اشتغالزايي پايدار و مولد براي جوانان اين مناطق است، از طرف ديگر، اجراي اين طرحها سبب رشد فرهنگي مردم اين مناطق و افزايش توجه جوانان اين مناطق به آينده ميشود.
* شركت مهندسين مشاور پولاد، بهعنوان بخش خصوصي اكنون در كداميك از طرحهاي 8گانه استاني براي مشاوره مهندسي انتخاب شده است؟
اين شركت در حال حاضر مشاوره چند شركت فولادي را در دست دارد. در مورد طرحهاي 8گانه استاني فولاد، در حال حاضر در طرحهاي فولاد ميانه و فولاد چهارمحال و بختياري همكاري دارد.
* ميزان پيشرفت فيزيكي طرحهاي فولاد ميانه و چهارمحال و بختياري چقدر است؟
ميزان پيشرفت فيزيكي طرح فولاد چهارمحال و بختياري، 42 درصد است كه بالاترين ميزان پيشرفت فيزيكي در طرحهاي 8گانه استاني است و ميزان پيشرفت طرح ميانه 31 درصد است.
* مهمترين مشكلات اين طرحها چيست؟
مهمترين مشكل اين طرحها، مسائل مالي است. اگر قرار باشد تامين منابع مالي به صورت بودجهاي باشد، مانند آسپريني است كه به بيمار ميدهند. علاج واقعي L\C داخلي است.
با L\C داخلي نه تنها در كارها پيشرفت حاصل ميشود بلكه به پيمانكار اعتبار داده ميشود ضمن اينكه دستاوردهاي مهم ديگري را هم بهدنبال خواهد داشت.
ايميدرو
